تبليغاتX
حریم دل
مسجد حضرت ابوالفضل(ع)

مدعيان ديندارى فراوان هستند

مدعيان ديندارى فراوان هستند; اما تنها تا زمانى بر ادعاى خود باقى هستند كه دين به دنياى آنها صدمه اى وارد نسازد. اگر امر بين دين و دنيا داير شود و شرايطى پيش آيد كه با حفظ دين، دنيا از دست برود، دينداران كم خواهند بود. اگر كار به جايى برسد كه با رأى دادن به فردى، جلوى رشوه خوارى و سوء استفاده گرفته شود، پست و مقام از دست برود و امكان بى بند و بارى نباشد، در چنين شرايطى از شمار دينداران كاسته مى شود. تا زمانى كه با حمايت از اسلام و نظام و حكومت اسلامى، تمايلات نفسانى ارضاء مى شود، فرهنگستان ها و خانه هاى جوانان داير و زمينه هاى عيش و عشرت فراهم است و دم زدن از نظام اسلامى براى همه آسان است اما اگر شرايطى پيش آمد كه بايد از اين امور دست كشيد، براى حفظ دين از پست و مقام چشم پوشيد، منافع اقتصادى كم شد و از هوسبازى ها جلوگيرى بعمل آمد آيا در چنين شرايطى هم ما ديندار و طرفدار نظام اسلامى باقى خواهيم ماند؟ يا اينكه خواهيم گفت: «اگر ما جمهورى اسلامى را نخواستيم، چه بايد بكنيم؟»، آيا خواهيم گفت: «ما از اين نظام، بخش جمهورى را مى پذيريم، ولى اسلام را نمى خواهيم»؟!

اكثريتى كه اسلام را به نابودى مى كشاندند، اين اكثريت ضعيف الايمانى بودند كه همراه با يك باد مى آمدند و با باد ديگرى مى رفتند. آنها بودند كه مغزهاى متفكرى مثل ابوسفيان مى توانستند نقشه كشيده و زمينه بى دينى را براى آنها فراهم كنند. به گونه اى كه به صراحت احكام اسلام را تحريف كنند و كسى به آنها اعتراض نكند. همين اكثريتى كه با كسى كه معروف به شرابخوارى و كارهاى ناپسند ديگر بود، به عنوان جانشين پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بيعت كردند. جانشين پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بايد احكام اسلام را حفظ كند، او بايد شرابخوار را تازيانه بزند. حال، كسى كه خود او هر روز شرب خمر مى كند و به شرابخوارى عادت دارد، چگونه مى تواند اسلام را حفظ كند؟ اما مسلمانان با چنين كسى بيعت كردند و به او رأى دادند!

«و اذا محصوا بالبلاء قل الديانون».آري اينجاست كه امام حسين(عليه السلام)فرمودند: وقتي اين مردم به بلا دچار شوند دين را رها ميكنند.

بازم دم مردم ايران امروز گرم كه پشت جانشين امام زمانشان رو خالي نكردن.
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 12:56  توسط بنده خدا  | 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
 کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 16:21  توسط بنده خدا  | 

به نام خدا

                                              اشرافي گري بدتر است يا خوي آن؟

موضوع بحث اشرافی گری و خوی اشرافی گری است.

 

خوی اشرافیگری مربوط به چه کسانی است و چه کسانی اسیر چنین خوی پلیدی می شوند؟

 

مسئولین، فرزندان مسئولین ، ثروتمندان، دولتمردان، اشراف زاده ها و ...

                      

                                       آیا فقط این افراد گرفتار این خوی می شوند؟

 

مردم با اشرافیگری مخالفند یا با خوی اشرافی گری ؟               با هیچ کدام با اشرافیگری مسئولین.

 

یعنی مبارزه با اشرافیگری 2 نوع است. و غفلت از این موضوع است که سبب شده این مطلب را بنویسم.

 

یک وقت مردم ناراحت هستند که چرا مسئولین دارند ولی خودشان ندارند(که الآن مشکل اساسی نیز همین جاست). یعنی اگر خوشان هم داشتند دیگر ساده زیستی ارزش نبود.

 

یک وقت هست مردم با خوی اشرافیگری مخالفند و این مربوط به مسئول و غیر مسئول نمی شود،وقتی می گوییم خوی اشرافیگری این هم مربوط می شود به یک شخصی که در ماه 200هزارتومان درآمد دارد هم آن شخصي كه200میلیون درآمد دارد.فرقی نمی کند. وقتی خوی در انسان بود آنوقت است که می بینیم فرد در نازی آباد رای می آورد بعد می رود فرمانیه. پس مشکل سر این نیست که چرا این آقا آنجاست.مشکل این است که چرا رفت آنجا.مشکل اساسی این است که اگر من هم مسئول بشوم همان گونه وشاید بدتر رفتارکنم.

 

 مباحثی كه ما در بحث اشرافی‌گری مطرح می‌كنیم غیر از خود اشرافی‌گری به خوی اشرافی‌گری مربوط است.

      خوی اشرافیگری تنها در بحث اقتصادی نیست بلكه ما اشراف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هم داریم و این اشراف افرادی هستند كه خود را بالاتر و جدا از دیگران می‌دانند و می‌گویند كه حتی درب ورود به نمازجمعه آنها باید با بقیه افراد فرق كند.نامشان در تيتراژ اول باشد.و....

 

  خیلی از هواداران تیم‌های مختلف با كفش پاره ،كنار ماشین‌های چند ده میلیونی بازیكنان حركت می‌كنند و بازیكن هم این مساله را حق خود می‌داند - مسئولان ما هم چنین هستند –انگار نه انگار زمانی در زمین خاكی بازی ميكرد و حال كه به قدرت وشهرت می‌رسد ادعای .......می‌كند.

 

  برخی افراد با گذشت زمان،گذشته خود را نفی می‌كنند و منكر اعمال گذشته خود می‌شوند و با جابجایی نسل‌ها مردم هم سخنان این عده را باور می‌كنند.

 

        امام خامنه اي:  خوي اشرافي‌گری، آن چيزی نيست كه بشود با قانون و با دادگاه و با بازجويی و با امثال اينها علاجش كرد؛ خيلی سخت‏تر از اين حرفهاست. اين از جمله مقولاتی است كه بايستی فضای عمومی كشور - احساسات مردم، خواست مردم و به تعبير رساتر، فرهنگ عمومی مردم - آن را دفع كند تا اين علاج شود. از مسؤولان اجرايي، تا مسؤولان قضايي، تا قانونگذاران، تا روحانيان، تا گويندگان، تا روزنامه‏نگاران، تا روشنفكران و ديگران، همه بايد اين را وظيفه خودشان بدانند.

 

           امام خامنه اي:   سالهاست كه بنده درباره زندگی تشريفاتی مكرّر تذكّر می‏دهم.نكته مهم انعكاس تجمّل شما در زندگی مردم است. بعضيها از اين غفلت می‏كنند. وقتی شما جلوِ چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محيط كار و محيط زندگی را آن‏چنانی می‏كنيد، اين يك درس عملی است و هركسی اين را می‏بيند، بر او اثر می‏گذارد. حدّاقل اين را بايد رعايت كرد. فضا را، فضای تجمّلاتی و تجمّل‏گرايی و عادت كردن به تجمّل قرار ندهيم؛ چون امروز اگر اين روحيه تجمّل‏گرايی در جامعه ما رواج پيدا كند - كه متأسفانه تا ميزان زيادی هم رواج پيدا كرده است - بسياری از مشكلات اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی كشور اصلاً حل نخواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 14:51  توسط بنده خدا  | 

 

این آدمارو دیدی به همه چی گیر میدن؟اصلا کاری به طرف مقابل یا عمل اون طرف نداره،فقط ایراد میگیرن.

اگه ببریشون اعماق یه اقیانوس به جای ان همه زیبایی،فقط به لجن و آشغال های کف دریا نگاه میکنن. دلم براشون میسوزه چون هیچ وقت آرامش ندارن همیشه دنبال نقطه منفی میگردن،البته اینو هم بگم که خیلی وقت ها به خاطر این نوع نگرش از خوبی ها محروم می مانند. برای مثال یه نمونه از اینبیماری رو تو سیاست براتون میگم: 

انسان مورد نیاز:براش مهم نباشه اصلاحات باشه یاملی گرا یا اصولگرا،فرقی نمیکنه.آخوندباشه یا شخصی، اسلام باشه یا طاغوت،شهر باشه یا روستا،زن باشه یا مرد،مرده باشه یا زنده.

                                                   مهم اینکه اون باید انتقاد کنه.

حال بر اساس اتفاقی از اوضاع کشور های عربی خبر دارشده، مثلا از خاله ی دختر عموشون شنیده بودن که تو عربستان ماهانه مقداری پول بابت نفت مملکتشون به مردم میدن،و خیلی از جوون هاشون برای خوش گذرانی نیازی به کار کردن ندارن، میتونند از همان پول .....،خلاصه هرجا می نشیه شکایت میکنه که ماهم نفت و گاز داریم پس چرا به ماپول نمیدن؟چرا ما باید کار کنیم؟چرا مثل عرب ها نبایم پا روی پا پول بدست آوریم،وکلی از این اراجیف. البته اون اینو نمیگه که تو عربستان آب آشامیدنی فروشیه،بنزین از ماشین ها گرون تره،خودشون حتی نمیتونند یه پیکان بسازند و خیلی چیزهای دیگر.

حالا امروز دولت میگه بابا بیا سهم خودتو از منابع این مملکت مستقیم و بدون واسطه بگیر،آخه تا حالا سهم مردم رو روی یک سری کالای مصرفی به مردم تقدیم میکردند. اومده میگه این آقایان دزدها میخوان این همه پول بنزین و گاز و نون ازما بگیرن بذارن جیبشون. آدم چی بهش بگه تازه این خوبشونه،

یکی نیست به اینا بگه آدم حسابی تا حالا تو مثلا از شصت درصد یارانت استفاده میکردی و بقیشو اون بالا شهریه، مصرف میکرد،اون آدم بی درد،الان همه ی اون پولو میگیری حالاهرچقدرشو که میخوای مصرف کن بقیشو پس انداز کن. اما نریز تو شیکم دیگری.

خودتو ناراحت نکن اینا همشون همینطورن،مگه پارسال تو منظره یادت نمیاد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 16:49  توسط بنده خدا  | 


نگراني انجام رسالت
اين نگراني را بايد از اين زاويه نگريست كه مردم چه ديدگاهي در‌باره انجام رسالت توسط آن حضرت داشتند؟ آيا تصورشان بر اين بود كه پيامبر(ص) در انجام رسالت الهي خويش سنگ تمام را گذاشته يا آن كه در اين باره كوتاهي كرده است؟ پرسش پيامبر(ص) از مردم، در يكي از آخرين صبحتهاي خود در اينباره، نشانگر نكته ديگري هم هست و آن اين كه اگر مردم مي‌پذيرند كه او در انجام آنچه بايد بگويد، كوتاهي نكرده، زان پس بايد همه كوتاهي‌ها و نافرماني‌ها را از سوي خود بدانند و آن را متوجه پيامبر(ص)نكنند. اين اتمام حجتي بود به مردم براي اين‌كه همه گفتني ها گفته شده و احكام و فرامين الهي ابلاغ شده است.
جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد: وقتي سوره نصر نازل شد، رسول خدا به جبرئيل فرمود: در وجود منداي مرگ مي‌آيد. جبرئيل گفت: و لَلاْخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الاُولي و لَسَوْفَ يُعْطيكَ ربّك فَتَرْضَي (ضحي: 4،5). در اين وقت رسول خدا(ص) به بلال دستور داد تا مردم را جمع كند. همه مهاجر و انصار اجتماع كردند. آن حضرت خطبه‌اي خواند كه دل‌ها را لرزاند و اشك مردم را جاري كرد. در ضمن آن فرمود: من چگونه پيامبري بودم؟
مردم گفتند: خداوند بهترين پاداش پيامبري را به تو دهاد. تو مانند پدر مهربان و برادر ناصح و مشفق بودي، رسالت الهي خود را ادا كردي و وحي او را ابلاغ نمودي و ما را با حكمت و موعظه نيكو به راه خدا دعوت كردي. خداوند بهترين پاداشي كه به پيامبري مي‌دهد، به تو بدهد.
اين اعتراف مهمي‌براي رفع اين نگراني حضرت بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 22:9  توسط بنده خدا  | 

تهاجم فرهنگی را نباید انکار کرد

این مسأله ی «تهاجم فرهنگی »که ما بارها روی آن تأکید کرده ایم، واقعیت روشنی است؛ با انکار آن، ما

. نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم تهاجم فرهنگی را نباید انکار کرد؛ وجود دارد . به قول امیرالمؤمنین(عليه السلام):«من نام لم ینم عنه»؛ اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست که دشمنت هم در سنگرمقابل خوابش برده است. تو خوابت برده؛ سعی کن خودت را بیدار کنی. ما باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در تهدید است؛ کمااین که اصل فرهنگ ملی و اسلامی ما در تهدید دشمنان است.

من یادم می آید که در اوایل جنگ، گزارشهایی می رسید که مثلاً دشمن تا فلا نجا آمده است؛ دشمن دارد

فلان جا را بمباران می کند؛ مکرر هم از طرف نیروهای حزب اللهی در محیطهای گوناگون انقلابی، این مطلب تکرارمی شد. آن بنده ی خدایی که مسؤول نیروهای مسلح بود، ٤ انکار می کرد و می گفت دروغ است؛ اصلاً چه کسی می گوید که عراق دارد به ما حمله می کند؟! در بین مردم شایع شده بود که عین خوش را گرفته اند؛ او به آ ن جارفت و از تلویزیون با او مصاحبه کردند؛ گفت: می گویند عین خوش را گرفته اند؛ من الان دارم در عین خوش مصاحبه می کنم! او از عین خوش بیرون آمد؛ اما سه، چهار ساعت بعد، دشمن عین خوش را گرفت! بله، دشمن بیرون عین خوش بود - در عین خوش نبود - اما این به معنای آن نبود که دشمن نیست.20/9/1370

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 22:5  توسط بنده خدا  | 

مسلمان بیدار شو!

 

از انقلاب امام خمینی قریب به سی سال است که می گذرد و هنوز متفکرین ما توان و قدرت تولید یک مدل حکومت اسلامی را پیدا نکرده اند حتی ابتدایی ترین قدم ها را در راستای تولید مفاهیم جدید را هم برنداشته اند این در حالی یست که رهبر انقلاب بیش از 15 سال است که صحبت از تولید علم و جنبش نرافزاری می کند و همه مثل کبک سر در برف فرو برده اند و تمام توان خود را بر سپری کردن عمر خود بر سر قدرت می گذارند و از میان 70 هزار نفر عضو هیئت علمی که در کشور داریم هنوز کسی از حوزه و دانشگاه نتوانسته حتی مشکل مفاهیم التقاطی عربی فارسی انگلیسی و از همه مهمتر قرآنی رایج در محافل آکادمیک ما را حل کند این در حالیست که دنیا به سرعت در حال حرکت به سمت تهی شدن از معناست و دست همه ی حاکمان ستمکار خالیست خصوصاً در کشور های اسلامی منطقه که در این اواخر ما شاهد استارت انقلاب های اسلامی در سودان الجزایر مصر لبنان و.... که همه نشات گرفته از انقلاب خمینی کبیرمی باشد هستیم اما هنوز در ام القراء جهان اسلام یعنی ایران حکومت اسلامی که تمام قوانین آن نشاءت گرفته از دل قرآن و روایات باشد برقرار نشده! ما فرصت بسیار کمی داریم و مردم ایران در مقابل این امتحان سخت الهی می باشند

علی علیه‏السلام می‏فرمایند: «مردم اسلام را به تن می‏كنند ولی آنچنان كه پوستین را وارونه به تن می‏كنند». نهج البلاغه،  خطبه 17،

امام خمینی (ره):اگر خدای نخواسته ما پیروز بشویم به این معنا كه آن دسته‏ای از ظلالم‏ها كه بودند و آن دسته‏ای از چپاولگران كه بودند بیرون كردیم، لكن به جای آنها یك دسته ظلمه دیگری با یك محدودیت خاص و چپاولگری‏های دیگری با یك محدودیتی به جای او نشست، این موجب این می‏شود كه مكتب ما در دنیا منعكس بشود كه مكتب درستی نبوده، شكست در مكتب واقع بشود، آن شكستی كه جبران نمی‏تواند بپذیرد. ج 7ص 195

امام خمینی (ره):ممكن است محتوای حكومتی به ظاهر اسلامی باشد، ولی چهره‏ای كه از اسلام ارائه می‏شود چنان واژگونه و دور از واقعیت باشد كه دل‏های پاك و توده مردمان به آن رغبت نكنند، زیرا مفروض امام خمینی این است كه اگر اسلام واقعی به مردم ارائه شود همه دنیا آن را می‏پذیرند. ج 7، ص 33

. در سالهای آینده این ملت ها از ما مدل اداره جامعه می خواهند.اگر بتوانیم در این آشفته بازار بی دولتی، بی معنایی و بی فکری دنیا که دومینو وار در حال ریختن یک به یک دولت های غربی و عربی هستیم مدل حکوت اسلامی را ارائه دهیم ،کشتی انقلاب خمینی عزیز پیروز این میدان خواهد بود انشاالله.

امام خامنه ای:نمی خواهیم و نباید بالش نرم زیر سرمان بگذاریم19/10/89

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 15:14  توسط بنده خدا  | 

امروز نوبت نسل جديد است
عزيزان من! هرچه مى‌توانيد، خودتان را با علم و عمل بسازيد. دوران جوانى شما مثل دوران جوانى نسل قبل از شما، دوران تعيين‌كننده‌ى سرنوشت تاريخى اين ملت است. نسل قبل از شما اگر تنبلى مى‌كرد، اگر در خانه مى‌نشست و اگر لااباليگرى را پيشه‌ى خود مى‌ساخت، ملت ما غرق در فساد وابستگى و ذلت فرودستى نسبت به امريكا باقى مى‌ماند. آن نسل ايستاد، انقلاب را پيروز كرد، جنگ را پيروز كرد و از هويت ملى و شخصيت ملى دفاع جانانه‌اى نمود. امروز هم نوبت نسل جديد است. دشمن از جوانان ما مى‌ترسد و مى‌داند كه اگر نسل جوان گسترده‌ى با ايمان ما با همين ايمان در صحنه بايستد، هيچ سلاحى، هيچ بمبى و هيچ موشكى نمى‌تواند اين ملت را به زانو درآورد. هر گامى كه شما براى ارتقاى علمى و عملى و اخلاقى خودتان برداريد، مثل گلوله‌اى است كه به سمت دشمن شليك مى‌كنيد. اين جنگ و اين رزم، جهاد بزرگى است.

بيانات در ديدار با دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 0:33  توسط بنده خدا  | 

مخاطب اصلى بيشترين حرفهاى ما هم شما - يعنى نسل جوان دانشجو - هستيد. «ما» كه مى‌گويم، نه من به‌عنوان يك مسؤول در نظام جمهورى اسلامى؛ نه. من به‌عنوان «على خامنه‌اى» به‌عنوان يك طلبه و يك روحانى و به‌عنوان كسى كه به مسائل علمى و فكرى در زمينه‌هاى اسلامى، در زمينه‌هاى تاريخى، در زمينه‌هاى سياسى ذى‌علاقه است. البته مسؤوليت هم خودش يك داستان ديگر و ماجراى ديگرى است. مخاطب اصلى من قشر جوان است و در ميان قشر جوان، فرزانگان و نخبگان و اهل دانش و فرهنگ و علم و معرفت و كتاب و نوشتن و گفتن و فهميدن و پيش رفتن. البته حجاب مسؤوليتهاى مملكتى جلو بسيارى از اينها را مى‌گيرد؛ يعنى خود ما هم نمى‌توانيم اين حجاب را بدريم و به آن نقطه‌ى مركزى سخن دل برسيم. بنابراين حرفهاى زيادى وجود دارد و به قول شاعر مشهدى ما: «يك سينه حرف، موج زند در دهان ما».

بيانات در ديدار از دانشگاه صنعتى شريف 01/09/1378

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 0:30  توسط بنده خدا  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

سالهاي زيادي است كه از امام حسين و ياران با وفا و همچون كوه ايشان سخن بميان آمده است.سخن از اينكه چگونه همچون ياران ايشان باشيم؟چگونه همچون دشمنان ايشان نباشيم؟چگونه زندگيمان در غفلت از امام زمانمان نباشيم؟چگونه وقتي باخبر شديم كاهلي نكنيم؟ وبرزمين نچسبيم؟چگونه مركب هايي فراهم كنيم تا در ضرورت از ايشان عقب نمانيم؟و...؟ كه هر كدام هنوز جاي تامل و تعمل دارد.

اما سوالي ديگر،چگونه عمل كنيم؟چه كار كنيم؟ كهكه خدايي نكرده واقعه سال 61ه.ق كه در كربلا ودرحكومت اسلامي بود در عصر ما تكرار نشود؟

اگر اين سوال را انساني معمولي ميكرد،شايد توجه نكردن به آن قابل توجيه بود. اما زماني كه شخصي اين سوال را مطرح ميكند كه به عقيده اي نائب امام عصر(عج) است ،ديگر براي بي توجهي هيچ توجيهي وجود ندارد.ايشان همه ي ژيروان رستاخيز حسيني را انذار مي دهندو به عبرت گرفتن از آن دوران دعوت مييكنند.

(امام ما به شاگردي پيامبر خاتم افتخار(ص) مي كرد.امام كجا و پيامبركجا؟آن حكومتي كه پيامبر(ص) بر پا كرده بود بعد از پنجاه سال به كربلا رسيد.ممكن است اين فاصله در روزگارما كمتر بشود،وفضيلت و صاحبان آن زودتر به مذبح بروند.(عبرتهاي عاشورا.ص46وانقلاب و عبرتهاص11)

براي پاسخ به اين سوال مهم كه رهبر از سال 75 در جمع بسيجيان مطرح فرمودنند،بهتر است سوالي ديگر را بررسي كنيم كه اصلا چه شد كه بعد از پنجاه سال جامعه به آن و اين سمت رفت؟كه فرزند حبيب خدا براي حفظ اسلام بايد با خانواده اش به مذبح مي رفت؟چه شد كه هزاران امضا در زير نامه ها به تعدادي انگشت شمار به شمير تبديل شد ومسلم تنها ماند؟

انچه مشخص است و رهبر عزيز آنرا فرمودنند اين است كه عامل اين اتفاقات دفعي نبوده است بلكه به صورت تدريجي در جامعه رسوخ كرده و فضاي عمومي جامعه اسلامي را عوض كرده است و شد آنچه نبايد مي شد.

نكته:اگر بگوييم همه كارهاي بد را حاكمان ظالم و فاسق كردنندومردم بازيچه بودنند،خلاغ آيه قران است(خدا سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهدتا آنها خودشان را تغيير دهند رعد11) البته منكر تفاوت در شدت تاثير نيستيم. پاسخ آن سوال در فضاهاي اخلاقي،سياسي،اعتقادي،اقتصادي، تربيتي، خانواگي،روحي و... قابل بلكه لازم به بررسي است.

اما آنچه در همه شئون مشترك است:

امام علي (ع):سياتي عليكم زمان يكفا فيه الاسلام كما يكفا الاناء بما فيه.(روزي بر شما ميرسد كه اسلام را از محتوايش خالي مي سازند،همان گونه كه ظرفي را از محتوايش خالي مي سازند.)

اين است كه هرچه از زمان پيامبر(ص) دور مي شدندفخويها وخصلتهاي مسلماني را بيشتر فراموش مي كردندو سيرتهاي جاهلي بين آنها به تدريج زياد مي شد.

امروز سي سال از از انقلاب  ميگذرد،ما چه كار مي خواهيم بكنيم؟ تا حالا چه كرده ايم؟آيا بازهم براي بيداري مقتل نياز است؟

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 0:15  توسط بنده خدا  |